
«ترانه/ آهنگ برنادت» را امروز برای اولین بار دیدم. درباره ی این قدیس چیزی نمی دانستم ولی آنچه در فیلم دیدم کافی بود برای شناختنش همانطور که درباره ژاندارک هم چیزی نمی دانستم و اولین بار با فیلم های «تئودور درایر»، «لوک بسون» و «ویکتور فلمینگ» او را شناختم. انگار قسمت من این است که سینما در غالب اوقات اولین دروازه ورود من به حیطه ی اندیشه باشد. از این بابت با همه ی انتقاداتی که امروز به سینما دارم برای همیشه مدیون این هنر غربی الاصالة! خواهم بود.
در ادامه ی مطلب قبلی (حال در حضور بودن) این فیلم تأثیرگذار «هنری کینگ» مثال خوبی است برای باور واقعی حضور. برای لمس از نزدیک غربت حقیقت. برای شناختن کشیشان و روحانی مسلکانی که سال های سال بازیچگان شیطانند و نمی دانند. دیندارانی که به قول امام خمینی (ره) سال های سال در حوزه علمیه با عرق جبین و کد یمین جهنم کسب می کنند! (جهاد اکبر، ص 23)
این جمله ی به یادماندنی ترجیع بند این فیلم-شعر زیباست:
«برای آن ها که ایمان دارند هیچ توضیحی لازم نیست؛ و برای آن ها که ایمان ندارند هر توضیحی بی فایده است».
کاش ما از مؤمنان این امید سبز امروز باشیم.
شناسنامه ی فیلم
___________________________________
.
روشنایی های شب (شعرها):
نگــــاه (یادداشت های مطبوعاتی):
http://azadj.blogfa.com